
شما کاربران گرامی می توانید پروژه پایانی رشته های مدیریت دولتی و بازرگانی با عنوان تاثیر مدیریت استراتژیک بر فروش شرکتهای بازرگانی را در قالب فایل word با قابلیت ویرایش با بهترین کیفیت از فروشگاه دانشجو 20 خرید و دانلود نمائید.
مقدمه:
آیا تا به حال از خود پرسیدهاید که چرا بعضی از شرکتهای بزرگ و موفق در مدت زمان کوتاهی با از دست دادن سهم بزرگی از بازار خود به موقعیتی معمولی و حتی تأسف بار تنزل یافتهاند و چرا برخی از شرکتهای کوچک و گمنام به یکباره به جایگاههای ممتازی در صحنه رقابت بین الملل رسیدهاند؟ آیا در این مورد فکر کردهاید که چرا برخی از مؤسسات، نوسانهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی را به راحتی تحمل نموده و بر آنها غلبه میکنند و در مقابل برخی از سازمانها طعم تلخ شکست را چشیده و از ادامه راه باز میمانند؟ به عقیده بسیاری از متخصصان علم مدیریت پاسخ بسیاری از این گونه سئوالات را باید در مفاهیمی به نام «استراتژی» و «مدیریت استراتژیک» جستجو کرد. در این مقاله سعی شده است نگاهی گذرا بر مدیریت استراتژیک و ضرورت و موانع بکارگیری آن در سازمانها داشته باشیم.
از لحاظ مفهومي مديريت استراتژيك با تحول در تئوريهاي مديريت همگامي دارد. مكاتب كلاسيك رفتاري و كمي مديريت بر جنبههايي از سازمان و عملكرد آن تأكيد ميكردند كه توسط مديريت قابل كنترل بود. مسايلي از قبيل برنامهريزي توليد، رفتار زيردستان، بهبود محيط كار، نقش گروههاي غيررسمي در بازدهي كار، مدلهاي كمي تصميمگيري و غيره. ليكن هرگز فضاي سياسي جامعه ، احساس افراد و نهادهاي خارج از سازمان، مسأله اصلي آنها نبود. چرا كه محيط از ثباتي نسبي برخوردار بود و چنين نيازي هم احساس نمي شد. به تدريج با رشد مستمر اقتصادي، اوضاع قابل اطمينان محيطي از ميان رفت و تغييرات و حوادث شتابنده اي در جهان اتفاق افتاد. لذا تغييرات و دگرگوني هاي سريع و پيچيده جامعه و تأثير آن بر رشد و توسعه شركتها موجب شد كه مديران توجه خود را به محيط سازمان معطوف گردانند و مفاهيمي مانند سيستم، اقتصاد، برنامهريزي بلند مدت، استراتژي و فرايند مديريت استراتژيك مورد توجه صاحبنظران مديريت قرار گيرد. اين مفاهيم و نظريات پاسخ علم مديريت به دگرگوني و تغييرات وسيع اقتصادي واجتماعي بود.
توجه به محيط، آگاهي از تاثير متغيرهاي محيطي و ارائه چشم اندازي از فعاليت آينده براي سازمانها، لزوم آمادگي براي برخورد با تغييرات مداوم را توجيه مي كند. وجود عدم قطعيت هاي محيطي (Uncertainities) در مسايل سازماني به لحاظ مبهم بودن و طبيعت احتمالي رخدادهاي آتي و آمادگي سازمانها جهت تغيير، برخوردي متفاوت با تغيير، نوع تصميمات، عوامل جديد مؤثر بر تصميمگيري و قطعيت در مورد تغييرات آينده، توجه به استفاده از مدل مديريت استراتژيك را افزون تر مي كند.
واژه های کلیدی:
استراتژی، مدیریت استراتژیک، فروش ، سیستم، تفکر سیستمی، برنامه ریزی استراتژیک
تاریخچه تحقیق:
روند تکاملی مدیریت استراتژیک قبل از انقلاب صنعتی : انسانها برای ادامه حیات خود کار می کردند و به این ترتیب غالبا به اندازه نیاز خود تولید می کردند. تغییر این ساخت فکری بعد از انقلاب صنعتی جای خود را به فعالیت معطوف به هدف سود واگذار کرد.
این تغییر ذهنیت صنایع دستی و واحدهای تولیدی پراکنده و کوچک را زیر یک سقف جمع کرده و متمرکز ساخت. بدین ترتیب بعد از انقلاب صنعتی تعداد و بزرکی سازمانها رو به افزایش گذاشت و تنوع فعالیت ها و پیچیدگی ساختارهایشان آغاز شد.
در نتیجه این پیشرفتها- سازمانها به صورت تشکل های حاکم جوامع درآمدند.در فرهنگ مدیریت به این پیشرفتها انقلاب (تحول) اداری نام داده می شود.
با ادامه این روند نیاز به قشر اداره کننده که توانایی های لازم را دارا باشند بیشتراحساس می شد.همراه با افزایش تدریجی مسائل سازمان و مدیریت – نیاز روی آوردن بیشتر به تکامل سیستماتیک موضوع احساس شده و از اوایل قرن بیستم به بعد فعالیت های علمی و تحقیقاتی آغاز شد.
اگر تحقیقات علمی اندیشمندان مدیریت کلاسیک را در این زمینه به عنوان پیشرو قبول کنیم – پدیده مدیریت و حل مسائل سازمانی به صورت علمی پدیدهای نو محسوب می شود.
پیدایش مدیریت استراتژیک از لحاظ تاریخی بعد از ظهور مدیریت علمی و مصادف با میانه دوم سده بیستم است.اما تکامل و تدوین آن به صورت یک سبک مدیریتی نسبتا نوین است.
فرضیات تحقیق:
فرضیه1 تحقیق: بین استراتژی و محیط رابطه ای مستقیم وجود دارد.
فرضیه2 تحقیق: بین استراتژی و بهره وری رابطه معنی داری وجود دارد.
فرضیه3 تحقیق:بین رقابت جهانی و استراتژی رابطه خوبی وجود دارد.
فرضیه4 تحقیق:بین اطلاعات و انتخاب استراتژی رابطه ای مستقیم وجود دارد.
فرضیه5 تحقیق:بین مهندسی مجدد و استراتژی رابطه ای معنی دار وجود دارد.
فرضیه6 تحقیق:بین استراتژی و تجدید ساختاررابطه ای معنی دار وجود دارد.
فرضیه7 تحقیق:بین استراتژی و شیوه حل اختلاف و تعارض رابطه ای مستقیم وجود دارد.
اهداف:
سوالات ویژه تحقیق:
تعاریف عملیاتی:
استراتژي
الگویی بنیادی از اهداف فعلی و برنامهریزی شده، بهره برداری و تخصیص منابع و تعاملات یک سازمان با بازارها، رقبا و دیگر عوامل محیطی است. طبق این تعریف یک استراتژی باید سه چیز را مشخص کند:
بد نيست ابتدا به ريشه لغوي استراتژي اشاره شود. واژه استراتژي(Sterategy)از ريشه يوناني strategemaبه معناي فرمانده ارتش، مركب از stratos به معني ارتش و ago به معناي رهبر گرفته شده است.مفهوم استراتژي ابتدا به معناي فن، هدايت،تطبيق و هماهنگسازي نيروها جهت نيل به اهداف جنگ در علوم نظامي بكار گرفته شد. در جاي ديگر استراژي بدين شكل تعريف ميشود: «استراتژي (Strategy) مجموعه اي از اهداف اصلي و سياستها و برنامه هاي كلي به منظور نيل به اين اهداف است به گونه اي كه قادر به تبيين اين موضوعات باشد كه در چه كسب و كاري (Business) و چه نوع سازماني فعاليت مي كنيم و يا مي خواهيم فعاليت نماييم.»
تعريف ديگري هم از استراتژي مي توان ارائه كرد: « استراتژي يك برنامه واحد ، همه جانبه و تلفيقي است كه محاسن يا نقاط قوت اصلي سازمان را با عوامل و تغييرات محيط مربوط مي سازد و به نحوي طراحي مي شود كه با اجراي صحيح آن از دستيابي به اهداف اصلي سازمان اطمينان حاصل شود».
سپس نظريه پردازن علم مديريت، استراتژي را چگونگي تخصيص مطلوب منابع كمياب،جهت رسيدن به اهداف اقتصادي تعريف كرده اند. استراتژي تعيين كننده زمينه هاي فعاليت در محيطي پيچيده و پويا و ابزاري است كه به عنصر انساني در يك نظام سازماني حيات بخشيده و افراد را به حركت وا ميدارد.آنسوف(Ansoff) به عنوان اولين دانشمندي كه استراتژي را به شكل جامع و معنادار توضيح داد، معتقد است كه هر قدر بين اهداف و فعاليت هاي فعلي سازمان سازگاري بيشتري وجود داشته باشد، نرخ رشد و توسعه بزرگتر و منظم تر خواهد بود.
شاندلر(Chandler,1962) استراتژي را به اين صورت تعريف ميكند:
استراتژي عبارت است از يك طرح واحد، همه جانبه و تلفيقي كه نقاط قوت وضعف سازمان را با فرصتها و تهديدهاي محيطي مربوط ساخته و دستيابي به اهداف اصلي سازمان را ميسر ميسازد.
اندروز(Andrews ،1971)ميگويد: استراتژي عبارت است از الگوي منظورها، مقاصد، اهداف، خط مشيهاي اصلي و طرحهايي جهت دستيابي به اهداف.
ميتزبرگ(Mintzberg) تعريف كوتاهي راجع به استراتژي ارائه داده است.از نظر وي استراتژي عبارت است از الگوي به جريان انداختن تصميمات. در حال حاضر نيز در زبان فارسي واژه استراتژي را از نظر لغوي راهبرد معني ميكنند.
مديريت استراتژيك
تصمیمات و فعالیتهای یکپارچه در جهت توسعه استراتژیهای مؤثر، اجرا و کنترل نتایج آنهاست.
بنابراین مدیریت استراتژیک فعالیتهای مربوط به بررسی، ارزشیابی و انتخاب استراتژیها، اتخاذ هر گونه تدابیر درون و بیرون سازمانی برای اجرای این استراتژیها و در نهایت کنترل فعالیتهای انجام شده را در برمیگیرد.مديريت عبارت است از فرايند تضمين دستيابي سازمان به فوايد ناشي از به كارگيري استراتژيهاي مناسب.طبق اين بيان، يك استراتژي مناسب مطابق با نيازمنديهاي يك سازمان در زمان مشخص تعريف ميشود.فرايند مديريت استراتژيك شامل شش گام متوالي و مستمر است:
1- تجزيه و تحليل محيطي
2- پايه گذاري جهتگيري سازماني
3- هدفگذاري
4- تعيين و تدوين استراتژيها
5- بسترسازي و اجراي استراتژيها
6- كنترل استراتژيها
برنامه ريزي استراتژيك
بيشتر برنامه ریزیها براساس ديدگاه عقلايي، داراي شكل «آرمانها و اهداف ـ طرحها و اقدامات ـ منابع مورد نياز» ميباشند. در اين مدلها، ابتدا آرمانها و اهداف سازمان تبيين شده، سپس طرحها و اقدامات لازم تعيين و در نهايت منابع مورد نياز براي انجام برآورد ميگردند. تغيير در شرايط محيط، سياستها، نگرشها، ديدگاهها، ساختارها، نظامها و . . . عواملي هستند كه بر آرمانها و اهداف برنامه ريزي تأثير گذاشته و در نهايت باعث تغيير برنامه ميگردند. برنامه ريزي در شكل عقلايي فوق، ظرفيت و توانايي مقابله با چنين تغييراتي را نداشته و منجر به شكست ميگردد. اين شرايط موجب رشد اين تفكر شد كه در برنامه ريزي بايد بتوان مطابق با تغييرات، جهت حركت سازمان را تغيير داد و جهت و رفتار جديدي را در پيش گرفت. اين نگرش زمينهساز ابداع برنامه ریزی استراتژیک شد. برخلاف برنامه ريزي سنتي كه در آن آرمانها و اهداف تعيين ميشوند هدف برنامه ريزي استراتژيك، تبيين و تدوين استراتژي است. بسته به نوع، تنوع و ماهيت تغييرات موجود در محيط ميتوان تركيبي از برنامه ريزي سنتي و برنامه ریزی استراتژیک را بكار برد.
تعاريف مختلف و متفاوتي از استراتژي ارائه شده است. در اينجا تعريفي ارائه ميشود كه بتواند مفهوم آن را در برنامه ريزي استراتژيك مشخص نمايد. استراتژي برنامه، موضع، الگوي رفتاري، پرسپكتيو، سياست يا تصميمي است كه سمت و سوي ديدگاهها و جهت حركت سازمان را نشان ميدهد. استراتژي ميتواند تحت سطوح سازماني، وظايف و محدوده زماني متفاوت تعريف شود.
برنامه ريزي استراتژيك گونهاي از برنامه ريزي است كه در آن هدف، تعريف و تدوين استراتژيهاست. از آنجايي كه استراتژي ميتواند داراي عمر كوتاه يا بلند باشد برنامه ریزی استراتژیک ميتواند برنامه ريزي بلندمدت يا كوتاهمدت باشد اما متفاوت از آنهاست.
اهمیت و ضرورت تحقیق:
با نگاهی دقیق به مفهوم مدیریت استراتژیک میتوان به ضرورت استفاده از آن پی برد. با توجه به تغییرات محیطی که در حال حاضر شتاب زیادی به خود گرفته است و پیچیده شدن تصمیمات سازمانی، لزوم بکارگیری برنامهای جامع برای مواجهه با اینگونه مسائل بیشتر از گذشته ملموس میشود. این برنامه چیزی جز برنامه استراتژیک نیست. مدیریت استراتژیک با تکیه بر ذهنیتی پویا، آیندهنگر، جامعنگر و اقتضایی راه حل بسیاری از مسائل سازمانهای امروزی است. پایه های مدیریت استراتژیک بر اساس میزان درکی است که مدیران از شرکتهای رقیب، بازارها، قیمتها، عرضهکنندگان مواد اولیه، توزیعکنندگان، دولتها، بستانکاران، سهامداران و مشتریانی که در سراسر دنیا وجود دارند قرار دارد و این عوامل تعیینکنندگان موفقیت تجاری در دنیای امروز است. پس یکی از مهمترین ابزارهایی که سازمانها برای حصول موفقیت در آینده میتوانند از آن بهره گیرند «مدیریت استراتژیک» خواهد بود.
امروزه سازمانها بايد هر چه سريعتر كالاهايى باكيفيت و قيمت مناسب را به بازار عرضه كنند و گرنه در عرصهى رقابت حرفى براى گفتن نخواهند داشت. در بازاريابى مدرن نيز، برآورده ساختن نياز مشتريان، مسير استراتژيك شركتها به شمار مىرود. با نگاهى ساده به آميخته چهارگانه بازاريابى درمىيابيم كه قيمت (Price)، يكى از عناصر مهم آن به شمار مىرود. به عبارت ديگر مىتوان گفت مشترى براى تصميم گيرى در مورد خريد كالا تنها به محصول و كيفيت آن نمىانديشد بلكه مناسب بودن قيمت را نيز در نظر دارد. بنابراين ضرورت دارد كه شركتها براى كسب موفقيت در بازار، برنامهيى جامع و هوشمندانه براى قيمت گذارى و همچنن انطباق با قيمتهاى رقابتى بازار داشته باشند.
از سوى ديگر، ترفندهاى مهمى در حسابدارى مديريت ارائه شده است كه مىتواند سازمانها را در حفظ توان رقابتى خود در بعد قيمت، يارى دهد. تكنيكهايى مانند هزينهيابى برمبناى فعاليت (ABC)، هزينه يابى هدف (Target Costing)، هزينهيابى كايزن و غيره، رويكردهايى نوين در حسابدارى مديريت، درمقايسه با هزينه يابى سنتى، به شمار مىروند. اين نوشتار به معرفى تكنيك هزينهيابى هدف و كاربرد آن در مديريت هزينهها خواهد پرداخت.
فصل اول
بیان مسئله و کلیات
موضوع تحقیق
مقدمه
واژه های کلیدی
تاریخچه تحقیق
فرضیات تحقیق
اهداف
سوالات ویژه تحقیق
تعاریف عملیاتی
اهمیت و ضرورت تحقیق
محدودیت ها
متغیرهای تحقیق
فصل دوم
سابقه تحقیق
پیشینه تحقیق
استراتژی های اصلی
انتخاب استراتژی
اجرای استراتژی
Boston Cansulting Group
معیار های استراتژی اثر بخش
فرآیند مدیریت استراتژیک
فصل سوم
روش اجرای تحقیق
روش اجرای تحقیق
جامعه آماری
نمونه
روش نمونه گیری
روش گردآوری اطلاعات
فصل چهارم و پنجم
(یافته ها و تجزیه و تحلیل یافته ها)
فصل ششم
خلاصه تحقیق و نتیجه گیری
جمع بندی
نتیجه گیری
قبول یا رد فرضیه ها
منابع
برچسب های مهم
اگر به یک وب سایت یا فروشگاه رایگان با فضای نامحدود و امکانات فراوان نیاز دارید بی درنگ دکمه زیر را کلیک نمایید.
ایجاد وب سایت یا